كافيه يك قطره بارون بباره. چه راه بندوني ميشه.. چاره اي نيست- بايد وايستي تو صف.

انتظار 

پنج دقيقه- ده دقيقه- بيشتر.. چقدر دقيقه! خبري نيست- فقط داري خيس و خيس تر ميشي. تو اين فاصله دوبار اتوبوساي ايستگاه قبلي و بعدي ميان و ميرن اما اتوبوس مورد نظر تو نيومده- قطره ها بيشتر شدن. آدماي منتظر هم. بعضياشون ميرن اتوبوساي خطهاي ديگه رو سوار شن و بين راه پياده شن تا دست كم بخشي از مسير رو رفته باشن. اما تو ترجيح ميدي منتظر بموني: 

-تا نيمه راه رفتن با نرسيدن چه فرقي داره؟

-چطوره اصلاً مقصدت رو عوض كني؟ آخه خط هاي ديگه مرتب ميان- اينطوري حداقل ميتوني بري!

-شوخيت گرفته؟

ازينكه خودتو دست انداختي هم خنده ت ميگيره هم لجت درمياد..

-حسابشو كن اگه آدم هرجاي شهر يه خونه داشته باشه اونوقت..

-گاو! اون آدم اينجا زير بارون تو صف اتوبوس چيكار ميكنه!

بيشتر از چهل دقيقه ست كه ايستادي- خيليها رفتن- جمعيت نصف شده ولي بازم زياده

-خوبه كه اول صفي.

آمد! بالاخره اومد-

-چه خوب شد كه صبر كردي! ببين رنگين كمان پاداش كسانيست كه تا آخرين قطره زير باران ميمانند.

***

آمد! بالاخره اومد-

- چرا اونجا وايستاد! از وسط صف سوار نشين! اي بابا…..!

آمد و رفت و تو جا موندي و چند نفر ديگه- بارون بند اومده.. رنگين كمان هم هست-

رنگين كمان

منبع عكس رنگين كمان