درمورد ازدواج است

فوریه 27, 2008

میگن علاقه بعدن به وجود میاد، راست میگن؟

برای دانشجوهام

فوریه 25, 2008

             کلاس

بچه ها صبحتان بخیر ……سلام
درس اول فعل مجهول است
فعل مجهول چیست ، می دانید؟
نسبت ما به فعل مفعول است
در دهانم زبان چو آویزی
در تهی گاه زنگ میلرزید
صوت ناساز آن ، چنان که مگر
شیشه بر روی سنگ می لغزید

ساعتی داد آن سخن دادم
حق گفتار را ادا کردم
تا ز اعجاز خود شوم آگاه
ﮊاله را زان میان صدا کردم

ﮊاله از درس من چه فهمیدی؟
پاسخ من سکوت بود سکوت بود
د… جوابم بده ، کجا بودی ؟
رفته بودی به عالم هپروت ؟

خنده ی دختران و غرش من
ریخت بر فرق ﮊاله چون باران
لیک او بود غرق حیرت خویش
خشمگین ، انتقامجو ، گفتم :

بچه ها گوش ﮊاله سنگین است
دختری طعنه زد که : نه ، جانم ،
درس در گوش ﮊاله یاسین است.
باز هم خنده ها و همهمه ها
تند و پی گیر می رسید به گوش
زیر آتشفشان دیده ی من
ﮊاله  آرام بود و سرد و خموش
رفته تا عمق چشم حیرانم
آن دو میخ نگاه خیره ی او
موج زن در دو چشم بی گنهش
رازی از روزگار تیره ی او
آنچه در آن نگاه می خواندم
قصه ی غصه بود و حرمان بود
ناله ای کرد و در سخن آمد
با صدایی که سخت لرزان بود
فعل مجهول فعل آن پدریست
که دلم را ز درد پر خون کرد
خواهرم را به مشت و سیلی کوفت
مادرم را ز خانه بیرون کرد
شب دوش از گرسنگی تا صبح
خواهر شیر خوار من نالید
سوخت از تب برادر من
تا سحر در کنار من نالید
از غم آن دو تن دو دیده من
این یکی اشک بود و آن خون بود
مادرم را دگر نمی دانم
که کجا رفت و حال او چون بود
گفت و نالید و آنچه باقی ماند
هق هق گریه بود و ناله ی او
شسته میشد به قطره های سر شک
چهره ی همچو برگ لاله ی او
ناله ی من به ناله اش آمیخت
که غلط بود آنچه من گفتم
درس امروز قصه ی غم تست
تو بگو من چرا سخن گفتم ؟
فعل مجهول فعل آن پدریست
که ترا بیگناه می سوزد
آن حریق هوس بود ، که در او
مادری بی پناه می سوزد.
سیمین بهبهانی

بهانه

فوریه 23, 2008

-چرا ازدواج نمیکنی؟

- وبلاگم تعطیل میشه.

زمانی …

هيچي – هيچي بابا!

 

 

 

 

(*) ، (*)

پ.ن. عمومی: این مطلب به فاصله اندکی پس از انتشار با پررویی تمام ویرایش شده است.

پ.ن. محرمانه: بوسم می‌دی اسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی دونقطهدیبزرگ

 

كلاً بعداً نوشت: اعتراف ناكرده مان را كلاً پس گرفتيم رفت.

یعنی انقد خرم؟

فوریه 7, 2008

از چی میترسیدی بچهکم؟ از کی؟ من؟ که بذارمت برم؟ چه خری تو! من؟ که بذاریم بری؟ انقد خرم یعنی؟!

  ترسو ترسو ترسو- گاو!

آره دارم گریه میکنم. آره

پ.ن. تکراری: با شما نیستم دوست عزیز-

-من مث تو دروغ‌گو نیستم: معنی‌ش این نیست که دروغ‌گو نیستم؛ شاید اینه که دست‌کم به کسی که دوست‌ش دارم دروغ نمی‌گم. به کسی هم دروغی نمی‌گم دوستش دارم.

یک پ.ن. مهم: با شما نبودم خواننده‌ی گرامی!

توضیح پ.ن. مهم: مخاطبینِ این وب‌لاگ اساساً مخاطبینِ مطالب آن نیستند. خب؟؟

دلِ لیلی

فوریه 4, 2008

چه خوش بی مهربونی هردوسر بی/ که یک‌سر مهربونی دردسر بی

اگر مجنون دل شوریده‌ای داشت/ دل لیلی ازاو شوریده‌تر بی