نوروز میآید
مارس 17, 2008
بابای خوب من
بیمار و بیکارست
دیگر نمیخندد
خیلی بدهکارست
او مینشیند عصر
در پارکها تنها
تقصیر بابا چیست
آخر خداوندا
چندروز دیگر
نوروز میآید
فرقی ندارد با
این روزهای بد
پ.ن: سالها پیش این شعر رو تو مجلهی قمی سلام بچهها خواندم- متأسفانه اسم شاعر خاطرم نیست و حس میکنم سطر یا سطوری ازش جا افتاده که نمیدونم چی هست-







مارس 17, 2008 at 6:44 ب.ظ
این شعر در راستای همون شعر عید اومد و ما لختیم – هرچی به بابا گفتیم و … سروده شده؟
مارس 17, 2008 at 6:46 ب.ظ
چی شده دوباره نظر ها رو تعدیل می کنی؟
مارس 17, 2008 at 8:49 ب.ظ
سلام بچهها رو دوس داشتم. مخصوصا داستانهای اون پسره و اربابش [یادمم رفته چی بود اصن!]
مارس 18, 2008 at 9:25 ق.ظ
بيچاره بابا.
مارس 18, 2008 at 1:28 ب.ظ
و بابا کچل شد
مارس 19, 2008 at 12:08 ب.ظ
چه می کشن این باباها!
مارس 19, 2008 at 6:44 ب.ظ
بوی باران
بوی سبزه
بوی خاک
شاخه های شسته
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس
رقص باد
نغمه ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگــار
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتــاب
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم مسازد آفتاب
ای دریغ از ما دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه ی غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
.
نوروزتان پیروز
مارس 20, 2008 at 6:10 ق.ظ
سال نو مبارک.
امیدوارم به تمام آرزوهایتان برسید.
مارس 21, 2008 at 10:18 ق.ظ
باید سال نو را تبریک بگیم یا تسلیت؟
مارس 23, 2008 at 12:32 ق.ظ
شکفته عزیز خدمت شما سلام عرض می کنم.
سال نوی شما مبارک. امیدوارم سال نو سالی پر از خیر و شادی و برکت و صفا و صمیمیت و سلامتی باشد برای تان.
شعر زیبائی بود. ای کاش ما آدم ها بتوانیم کاری کنیم که هیچ کس در شهر ما وقتی که ما شادیم ناشاد نباشد.
با تشکر و تقدیم احترام
محمد (ققنوس)
مارس 26, 2008 at 7:30 ق.ظ
جالب بود…
گاهی وقتا به مفهوم این شعر فکر کردن بد نیست…
که بابای خوبم چرا خودش را تو درد سر میندازه