دل من
ژوئن 30, 2008
دل من حالش خوشه اصلاً بلد نیست بگیره
ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره
دل من حالش خوشه اصلاً بلد نیست بگیره
ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره. . . . . .
اما بازم به خودش میاد و سوسو میزنه
باز حیاط خلوت سینهام رو جارو میزنه
میگمش تا کی میخوای عاشق بشی و بشکنی؟
به روی خودش نمیآره میپرسه با منی؟
تقدیم به همهی دوستان و دشمنان که نگران حالات و احوالات ما شدند این روزها. با عشق.







جولای 1, 2008 at 3:48 ق.ظ
…حافظا…
جولای 1, 2008 at 6:36 ق.ظ
خیلیا هستن از کیسه خلیفه هم نمی بخشن !
جولای 1, 2008 at 7:49 ق.ظ
دل من حالش خوشه اصلاً بلد نیست بگیره
ولی خیلی تنگ میشه گاهی میترسم بمیره (*2)
جولای 1, 2008 at 9:46 ق.ظ
ای بابا تو خونه ی خودمونم نمیتونیم بریم
جولای 2, 2008 at 1:37 ب.ظ
الحمدالله
نگران بودیم
جولای 2, 2008 at 7:07 ب.ظ
سلام ناردانه خانوم خواهر عزیزم خیلی خوشحالم که به وبلاگ من سر زدی ابجی من شمارو لینک کردم اگه به من افتخار بدین لینمو بزارین ممنونم ازتون امیدوارم بازم بهم سر بزنین http://www.parsifa.wordpress.com
جولای 7, 2008 at 3:57 ب.ظ
کامنت گذار گرامی! کامنتِ حاوی دری وری شما ویرایش شد. ضمناً اسم مناسبی برای خودتون انتخاب کردید ولی جدی چی باعث شده اونقدر بترسید که حتی یک آدرس ایمیل هم از خودتون نگذارید؟!