یک قرارِ خوشبخت
نوامبر 4, 2008
ولی انقدر روز آخر انتظار سخت میگذره، ترجیح میدم کنسل کنم کلاً.
+ به دوشیزه شینام:
من حسرت به دل هیچ کاری نیستم که به واسطهی مرئی بودنم نتونسته باشم انجامش بدم. آیکون دون کیشوتی چیزی
اتاق کوچک من به کوچه پنجره میدهد
ولی انقدر روز آخر انتظار سخت میگذره، ترجیح میدم کنسل کنم کلاً.
+ به دوشیزه شینام:
من حسرت به دل هیچ کاری نیستم که به واسطهی مرئی بودنم نتونسته باشم انجامش بدم. آیکون دون کیشوتی چیزی
| افرا در آدم عادت میکند | |
| دست نوشته در آدم عادت میکند | |
| دایی لیلا در انگار | |
| شین در آدم عادت میکند | |
| Mohsen در آدم عادت میکند |