دمت گرم فریدون جیرانی
نوامبر 14, 2008
نمیدانم خودت چیزی فهمیدی یا نه ولی الحق خوب آمدی تهاش را؛ بله. مارال ِ قصهی مرگ تدریجی یک رویا باید حافظهاش را میداد به آب.. باید هویتاش میپرید، گم میشد تا میتوانست باقی عمرش را با همان مرد متحجر فلان فلان شدهای که برایش تراشیده بودی، سر کند.






نوامبر 15, 2008 at 6:52 ق.ظ
سلام
ممنون از حضورت تو وبلاگم
باز هم بیا
نوامبر 15, 2008 at 6:58 ق.ظ
واقعن دمش گرما
)
نوامبر 15, 2008 at 8:12 ق.ظ
آخر فیلم هندی بود
نوامبر 15, 2008 at 12:01 ب.ظ
ولی جیرانی منظورش چیز دیگه ای بود:دی
نوامبر 15, 2008 at 3:39 ب.ظ
مزخرفترین سریالی بود که از تلویزیون دیدم.
نوامبر 15, 2008 at 11:35 ب.ظ
اه اه، اينقدره از اين سريال بدم ميومد كه اصلا نديدمش…
نوامبر 16, 2008 at 7:51 ق.ظ
این جیرانی یا سواد ندارد یا هوش ندارد یا مغز ندارد یا مخچه ندارد..یا شعور ندارد..بالاخره یه چیزی ندارد .. باور کن.
نوامبر 16, 2008 at 8:35 ق.ظ
حیف یه قسمت اینم ندیدم الان نمی تونم مظر کارشناسی بدم در مورد این پستت(آخه می دونی من عادت دارم اصلا تو کامنتینگ مردم ک.. نگم و فقط نظر کارشناسی بدم)
خب اگه میگی که تخ… تموم شده لابد شده دیگه( اگر بر عکسش رو گفته بودی ممکن بود جای بحث و بررسی وجود داشته باشه)
نوامبر 16, 2008 at 8:37 ق.ظ
سیب واسه دندون کی گفته خوبه؟ هر کی گفته گه خورده!!!!
سیب وقتی می خوری کلی اسید تو دهنت تولید می شه که بعد تا صبح خوار دندونات رو …
نوامبر 16, 2008 at 11:00 ب.ظ
کوپون اعلام شده ؟
ها؟
نه ببخشید این مال یه وبلاگ دیگه بود.از این مردک و فیلمش خوشم نمیاد.ناردونه
های ناردونه
بیا طرفای وبلاگچی کارت دارم
نوامبر 17, 2008 at 7:40 ق.ظ
مزخرف بود
چرت و پرت های ذهنشون رو به مردم تزریق میکنن.
نوامبر 17, 2008 at 9:12 ق.ظ
ترکیب جیرانی با صدا وسیما؟خنده دار بود..
نوامبر 17, 2008 at 6:44 ب.ظ
گل گفتی را برای همین مواقع ساختند دیگر
نوامبر 17, 2008 at 6:57 ب.ظ
اینجا:
http://indometacin.wordpress.com/2008/11/17/492/
نوامبر 17, 2008 at 7:07 ب.ظ
ناردانه جان ایتدا که سریال شروع شد . فکر کردم با یه سریالی روبرو هستیم که موقعیت ها های مختلف رو به نمایش میذاره اختیا رها و انتخاب ها اما دیدیم …………
نوامبر 19, 2008 at 4:30 ب.ظ
سلام.چرند و دری وری بود.از همه مزخرف تر اون ستاره اسکندری بود با اون وضعش.
دسامبر 17, 2008 at 5:38 ب.ظ
یک سریال “هدفمند” در تلویزیون ما همیشه سعی میکند که در طول داستان، تو را از آدمهای “بد”ی که “باید” از آنها بدت بیاید منزجر کند…
این معجزات آخر سریالها هم برای این است که اگر یکسری موجود “معاند” پیدا شدند و نخواستند “حقایق” را قبول کنند آخرِ کاری، “حقیقت” را به عینه ببینند؛ باشد که به راه راست هدایت شوند!
حالا سریالش میخواهد کیف انگلیسی باشد، مدار صفر درجه باشد یا مرگ تدریجی یک رؤیا.
دسامبر 22, 2008 at 5:55 ب.ظ
هي روزگار آدم نميدونه چي بگه ولي اين رو بايد بگم كه اين جريدون (يادته اين سوتي رو؟) هم سواد داره هم هوش داره هم مغز داره هم مخچه داره هم شعور داره ولي پول از همه مهمتره گور پدر بقيه …
ژانویه 9, 2009 at 1:27 ق.ظ
یه جای فیلم حامد یه جمله ای به مارال گفت که به نظرم بیشتر خود جیرانی مستحقش بود:
نه آدمای مذهبی داستانت مذهبی ان نه آدمای مدرنت…
آره آره