انگار
ژانویه 26, 2009
عشق حتمنِ حتمن مثِ دستهچپق باید بره جایی که نباید*
اتاق کوچک من به کوچه پنجره میدهد
عشق حتمنِ حتمن مثِ دستهچپق باید بره جایی که نباید*
| افرا در آدم عادت میکند | |
| دست نوشته در آدم عادت میکند | |
| دایی لیلا در انگار | |
| شین در آدم عادت میکند | |
| Mohsen در آدم عادت میکند |
ژانویه 26, 2009 at 8:03 ب.ظ
*از فکر اینکه بیاد اینو بخونه و فک کنه رفته تو پاچهام لاینقطع سرمو میکوبم تو مانیتور!
ژانویه 26, 2009 at 8:26 ب.ظ
وافعا اسعاره ی شاعرانه ای بود. احسنت…احسنت…
ژانویه 26, 2009 at 8:26 ب.ظ
وافعا استعاره ی شاعرانه ای بود. احسنت…احسنت…
ژانویه 26, 2009 at 8:59 ب.ظ
دسته چپق مگه میره جایی که نباید بره؟
چی رو پر کنم حالا؟
ژانویه 26, 2009 at 10:03 ب.ظ
وبدینسان ایرج میرزا احیا میگردد!
ژانویه 26, 2009 at 10:41 ب.ظ
ای بابا دود چپق هم تو چشم بره کفایت میکنه! به مابقیش احتیاجی نیست
ژانویه 26, 2009 at 11:35 ب.ظ
چرا؟؟؟؟؟؟
ژانویه 27, 2009 at 12:04 ق.ظ
عشقه دسته بیلی نکشیدی که دسته چپقی یادت بره
ژانویه 27, 2009 at 6:37 ق.ظ
این فقط در مورد خانوما صدق میکنه، یا آقایون هم شاملش میشن ؟
ژانویه 27, 2009 at 1:19 ب.ظ
الان از مانیتور چیزی مونده یا نه؟
ژانویه 27, 2009 at 5:53 ب.ظ
طرح جالبیست.
هنوز پست قبلی تان بخشیده نشده است هان!
ژانویه 28, 2009 at 4:43 ب.ظ
تازه گاهی به جای اشتباهی هم دخول میکند!
ژانویه 29, 2009 at 12:28 ب.ظ
حالا چرا سرت رو بکوبی رو مانیتور؟!
خب مانیتورو بکوب رو دیوار
فوریه 2, 2009 at 11:53 ب.ظ
عشقو که میدونیم آخرش به کجا میره…. اما دسته چپق جدی مجا میره مگه؟ بلت نیستم! وووی خیلی ضایعست؟
نوامبر 23, 2009 at 10:10 ق.ظ
با حال مي نويسي – مرسي .