پیشانینوشت
فوریه 1, 2009
- الو.. کجایی؟ زنگی.. پیامی.. جوابی.. سراغی..
: دیگه با من تماس نگیر لطفاً. من متاهل شدم.
-
.. بوق ممتد
نه که یکهو به سرم زده باشد، در اصل محضِ خاطرِ تلنگرِ سفتی که کمی پیش خوردم تصمیم گرفتم اینطوری دُمِ یکچند آدم که بیربط و ترتیب جای خودشان را توی زندگیِ نهچندان دهنسوزِ من میبینند، بچینم.
آقا محضِ نمونه یکنفر بگو باور کرد. نکرد!






فوریه 1, 2009 at 8:19 ب.ظ
ای ضایه
فوریه 1, 2009 at 8:51 ب.ظ
دروغت از در تو نمياد بعد مي خواي ملت باور كنن اونم اين ملت
فوریه 1, 2009 at 9:22 ب.ظ
قاطی
فوریه 1, 2009 at 9:27 ب.ظ
باور کنیم؟
فوریه 1, 2009 at 9:46 ب.ظ
حیف زندگیمون بود!
فوریه 2, 2009 at 10:41 ق.ظ
اول مطمئن شو جاشون پر کردی بعد دکِشون کن
یهوخ دیدی سراب بود،والا
فوریه 3, 2009 at 5:53 ق.ظ
به منم فقط صبح ها که شرکتم زنگ بزن ( متاهل شدم )
فوریه 3, 2009 at 5:49 ب.ظ
میشه باور کرد؟!
فوریه 4, 2009 at 10:01 ق.ظ
زیادی خشن بود
فوریه 4, 2009 at 12:20 ب.ظ
یک کم بهتر خالی ببند.
فوریه 5, 2009 at 12:17 ب.ظ
من که باور کردم
راستی قیچی کو؟!
فوریه 11, 2009 at 7:42 ق.ظ
چه تلنگر سفتی خوردی؟
شاید اینطوری باور طرف نشه، اما منظورت رو متوجه میشه!
مارس 7, 2009 at 9:48 ق.ظ
سلام من لینک کردم تهم منولینک دوست من
بانام بهترین عکسها
باتشکر
می 12, 2009 at 4:49 ق.ظ
با اجازه ی بزرگترا بببببببببله
از امروز همتون برید گم شید!من دیگه اون آدم دیروزی نیستم
، اصلا ،حالا من یه شووَر دارم .