پرسه فونه، اسطوره یی که می شناسمش

نوامبر 30, 2007

آن كس كه به اين سرزمين گام نهاده است و گام مي نهد

كه در آن زعفران زرين و نرگس مخمور مي شكفند

كه آن مادرِ بزرگوار در سوگ دخترش به مويه نشسته است

كه سرمست از زيبايي زلال آب ها

رخشان درميان درختان زيتون كهنسال

گلي چيده و زندگي از كف نهاده است..

اين قطعه بخشي از همسرايي آغاز نمايشنامه اوديپ در كولونوس اثر و.ب. ييتس، يادآور داستان ديميتر و پرسه فونه است. ديميتر الهه كشاورزي در اساطير يونان باستان، همسر زئوس، خدای خدایان و مادر پرسه فونه الهه جهان زیرین است. پرسه فونه دختری زیباروی وقتی برای چیدن گل به مرغزار میرود توسط هادِس، عموی خود، ربوده می شود. هادِس که خدای جهان زیر زمین (دنیای مردگان) است، او را با خود به زیر زمین می برد.

دیمیتر مادر پرسه فونه در سوگ دختر تازه بالغش همواره اشک می ریزد و بازگرداندن وی را از زئوس خواهان است- سالها می گذرد و مادر که امیدی به بازگشت دختر نمی برد در مقام اعتراض به زئوس دست از بذرافشانی می کشد. در جهان خشکسالی پیش می آید.. هیچ بذری نمی روید و کشتزارها همگی خشک شده اند.

(پرسه فونه براي چيدن گل ميرود):

پرسه فونه درؘ?ل چيدن گل نرگس

زئوس از هادِس، برادر خود، می خواهد پرسه فونه را به مادرش بازپس دهد. هادِس ناچار می پذیرد و بند از وی می گشاید.

(پرسه فونه درحالیکه هادِس را ترك ميگوید):

پرسه فونه درؘ?ل ترك هادس

گاه رفتن، هادِس اناری را به پرسه فونه می دهد که خوردن چند دانه از آن تضمین ماندگاری ابدی پرسه فونه در جهان زیرین است. اگرچه هادِس پرسه فونه را رها کرده تا به سوی مادرش برود، اما دانه های انار او را هرازچندگاهی باز می گردانند.

(از اين عكس هم نتوانستم بگذرم كه پرسه فونه انار را از هادِس ميگيرد):

انار پرسه فونه

پرسه فونه در ويكي پديا

افسانه ی  پرسه فونه و ربوده شدن وی توسط هادِس را Abduction Myth می نامند. همچنین در تفسیر این اسطوره، آن را اشاره به ازدواج دختران و جداشدن ناگزیرشان از خانواده ی پدری (رفتن از بر مادر) می دانند- مطابق بسیاری  افسانه ها و باورهای قدیمی ازدواج دختر به منزله جدایی همیشگی از آرامش خانه ی پدری و فرو رفتن در رنجی  تا اندازه ی مرگ تلقی می شده :

خونه ی پدر نون و انجیل/ خونه ی شوهر چوغ و زنجیل

با این حال، رفتن و نماندن اجتناب ناپذیر است- چه دختر، به واسطه ازدواج نقشی متفاوت از پیش را به خود می پذیرد که نقش زن است. ازینرو، هرچند هادِس، اجازه ی رفتن پرسه فونه را می دهد، اما او را وادار می کند مدت مشخصی از سال را به جهان زیرین برگردد.

خطوطي از شعر فروغ » ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد» برای من یادآور همين اسطوره ست:

«چرا نگاه نکردم ؟
انگار مادرم گریسته بود آن شب
آن شب که من به درد رسیدم و نطفه شکل گرفت
آن شب که من عروس خوشه های اقاقی شدم «

****

باید در نظر داشت که امروزه بسیاری دختران، مادران خویش را ترک کرده و زندگی مستقل آغاز می کنند بی آنکه ازدواج کرده باشند- درواقع اسطوره ی پرسه فونه اشاره به زندگی مستقل دختران دارد.

Advertisements

8 Responses to “پرسه فونه، اسطوره یی که می شناسمش”

  1. کمال Says:

    من اصولا با اسطوره مشکل دارم، چه رستم و سهراب چه این خارجی هاش. اما نقاشی دومی خیلی بر من تاثیر گذاشت.یاد بچه گی هام افتادم

  2. gajamoo Says:

    نقاشی اول رو بیشتر می پسندم.
    موفق تر باشی


  3. حالم از هرچی اسطورس به هم می خوره. نمی دونم چرا. شاید برای اینکه حرصمو درمیارن.

    این که حالتونو به هم میزنه و حرصتونو در میاره جفتش یک چیز هست- چطور دومی میتونه علت اولی باشه؟

  4. mrkhalili Says:

    یا حضرت

    جان؟!

  5. moh3n Says:

    همیشه عاشق شنیدن اسطوره های یونانی بودم اشاره‌های گاه وبیگاه که از این طرف اون طرف می‌شنیدم داغ دلم را بیشتر می‌کرد، ولی باید بگم که نتونستم مرجع مناسبی برای خوندن این اسطوره‌ها پیدا کنم.

  6. مملی Says:

    بابا اسطوره شناس پیش منم بیا

  7. mychamber Says:

    ما چاکریم بانو!!!
    منم یه زمانی کلی راجع به اساطیر بونان می‌خوندم، خیلی جالب!ه بعد یواش یواش بی‌خیال شدم!!
    پرسه‌فونه یه جورایی نماد باروری و بهار هم هست به نظر من. البته می‌تونه هم نباشه…

  8. ققنوس Says:

    شکوفه خانم عزیز و محترم

    اول اینکه شما به من لطف و عنایت دارید که به من سر می زنید. من شرمنده این همه احسان شما هستم. قصور بنده را ببخشائید.

    دوم اینکه دست شما درد نکند با این مطلب بسیار زیبا و روان و کوتاه و مختصر و مفید. انگار که کسی داشت رو در رو برایم داستان را می گفت. رفتم به یک عالم دیگر. همیشه اساطیر را دوست داشته ام. یک جور حسی که می خواهی بروی بالا و بشوی یک اسطوره، همیشه برایم یک سمبل بوده اند. بعدها که قدری بزرگ تر شدم فهمیدم که پشت هر جمله و هر پیچ این داستان ها زندگی نسل های فراوانی از انسان ها حضور دارد. در حقیقت اسطوره ها آئینه زندگانی ما آدم های خاکی است.

    خدایا چه احساس خوبی دارم الان که مطلب شما را خواندم. خیلی خیلی خیلی ممنون هستم از این مطلب زیبا.

    موفق و خوش و سالم باشید.

    با تقدیم احترام
    ققنوس


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: