کور و کچل

آوریل 2, 2010

(داخلي، روز، مقابل آينه)

زن: عزيزم كرم مو داري؟
مرد: عزيزم من مو دارم؟

ما که نخواستیم تنهاخوری کنیم.. خواست خدا بود.

پیشانی‌نوشت

فوریه 1, 2009

– الو.. کجایی؟ زنگی.. پیامی.. جوابی.. سراغی..
: دیگه با من تماس نگیر لطفاً. من متاهل شدم.

.. بوق ممتد
نه که یک‌هو به سرم زده باشد، در اصل محضِ خاطرِ تلنگرِ سفتی که کمی پیش خوردم تصمیم گرفتم اینطوری دُمِ یک‌چند آدم که بی‌ربط و ترتیب جای خودشان را توی زندگیِ نه‌چندان دهن‌سوزِ من می‌بینند، بچینم.

آقا محضِ نمونه یک‌نفر بگو باور کرد. نکرد!

مردِ امروز

ژانویه 29, 2009

بیان یه برنامه‌ای تهیه کنن برای مردها، با حضور خودشون، با موضوعاتی مثه مثلن پرداختن به مشکلاتِ آقایان در خانه و جامعه و اینها.. من خودم مشتری ثابت‌ش می‌شم. جدی.

پ.ن: اسپانسرش حتی!

انگار

ژانویه 26, 2009

عشق حتمنِ حتمن مثِ دسته‌چپق باید بره جایی که نباید*



شکوفه‌برف

شکوفه‌برف

برف یعنی شکوفه در راه‌ست..

داداش باشمام

نوامبر 17, 2008

با همه‌ی این‌که می‌دانم اینجا خانواده نشسته ولی متذکر می‌شوم؛
بد نیست فارسی‌زبان تفاوت واژه‌های س.ک.س.ی و ح.ش.ر.ی را بداند آخه.