چه حقیرند مردمی که نه جرات دوست داشتن دارند و نه اراده‌ی دوست نداشتن و نه لیاقت دوست داشته شدن و نه متانت دوست داشته نشدن و مدام شعر عاشقانه می‌خوانند.

يه اعتراف بكنم: دلم مي‌خواد ببرم اينو  -يا يه‌چيزي مثه اينو- بذارم تو زرافه بعد اونا بندازنم بيرون بعد از خنده ولو شم كفِ زندگيم.