ما که نخواستیم تنهاخوری کنیم.. خواست خدا بود.

پیشانی‌نوشت

فوریه 1, 2009

– الو.. کجایی؟ زنگی.. پیامی.. جوابی.. سراغی..
: دیگه با من تماس نگیر لطفاً. من متاهل شدم.

.. بوق ممتد
نه که یک‌هو به سرم زده باشد، در اصل محضِ خاطرِ تلنگرِ سفتی که کمی پیش خوردم تصمیم گرفتم اینطوری دُمِ یک‌چند آدم که بی‌ربط و ترتیب جای خودشان را توی زندگیِ نه‌چندان دهن‌سوزِ من می‌بینند، بچینم.

آقا محضِ نمونه یک‌نفر بگو باور کرد. نکرد!