تنها شده‌ام، و کسی نمی‌فهمد (یعنی درک نمی‌کند) و خجالت می‌کشم که بگویم؛ مثل آدمِ گنده‌ای که برایِ نبودنِ گربه‌یِ رویِ دیوارشان افسرده می‌شود و به هیچ‌کس نمی‌گوید چه‌اَش است. آخر عادت کرده بودم. مثل صبح روزِ بعداز امتحاناتِ پایان‌ترم که با دلهره بیدار می‌شدم؛ یادم رفته بود دیروز امتحانِ آخر بود.
آدم آخر به کابوس‌های‌اَش هم عادت می‌کند و فراموش می‌کند که دیگر نباید دل‌اَش شور بزند. یادش می‌رود دیگر دلیلی ندارد خوابِ بد ببیند. اصلاً دل‌اَش تنگ می‌شود و فکر می‌کند یک چیزی را یک جایی جا گذاشته یا پنجره‌ی اتاق را خوب نبسته یا کلیداَش روی در مانده است.
ولی آدم‌ها، توی اتوبوس می‌خندند، یا برای‌اَت دعا می‌کنند و نمی‌دانند یک‌نفر ممکن‌ است نگرانی‌اش را گم کرده باشد.

انگار

ژانویه 26, 2009

عشق حتمنِ حتمن مثِ دسته‌چپق باید بره جایی که نباید*



دیروز و امروز

ژانویه 25, 2009

تقریباً به هر بلاگی سر ‌زدم طرف داشته امتحان می‌دا‌ده؛ یک فازی می‌ده من دارم امتحان می‌گیرم
یکی از رو یه سری مشخصات فرضی رسیده این‌جا و تحت ماتحت‌ام هم رو شده براش؛ یک فازی می‌ده یادش می‌کنم
تو خواب و بیداری درِ گنجینه‌ی لغات رکیک‌ام رو به سوی شخص شخیصی باز کردم، یک فازی می‌ده از ظهر تا حالا دارم جاش شکر میل می‌کنم
هفت نفر شدند نه*، یک فازی می‌ده براشون می‌ذارم همون نه
دیشب خواب بدی دیدم، یک فازی می‌ده می‌بینم موضوع‌اش عیناً مثه هر چهل و اندی شبِ قبل‌اشه

*= 9

گل ابریشم من، گل که دل‌ش سنگ نمیشه..

پ.ن: خصوصی نیست!

بازی مشکوک

دسامبر 13, 2008

نمی‌فهمم این بازی مشکوک چه معنی داره که این عوامل استکبار راه انداختند؛ زنجیر و قفل و سایر آلات مبتذله.. کم فتیشی بود این‌جا حالا ملت می‌آن دنبال اربابشون هم پیش ما بگردن از فردا.
به هرحال من آمادگی زنجیر شدن به همه عناصر ذکور موجود در وب رو دارم- زبل‌خان رو هم دعوت می‌کنم به بازی- اگر اجابت نکرد هم فدای سرم.

یک‌نفر قاطی پی اچ دی ها شده و من تمام سال گذشته رو یللی تللی کردم و برنامه‌ام برای امسال هم همینه؟ بعد از کشف این حقیقت تلخ‌تر از ته خیار متنبه شدم؟ نه. رفتم همه‌ی بلاگ‌اسپات رو خوندم و خیلی جالب بود. پیشنهاد می‌کنم. همین.

+ الآن هم می‌رم رخت‌ها رو پهن کنم.

اسباب نئشگی

اکتبر 17, 2008


از تو؛
خودکاری اینجاست
یک کتاب
و خطی چند، آبیِ زیبا
با امضاء.
که اسباب نئشگی من است.
دیگر چه می‌خواهم؟

پ.ن.: شیطونه میگه خودم پاش کامنت بذارم بگم کوفت میخوای آخه مرگ؟ و به ریش خودم بخندم.